درحال رقصکه نه در حال سماع. رقصی برای رهایی .رقصی برای آفرینش دوباره ذهن و روح. دستی به سوی زمین و دستی برای آسمان . نگاهش به زمین دوخته نه برای تاکیدش به زمین که از شرم ندیدن آدم های دندانه دار .
برقص. برقص. رقصی چنین میانه میدانم آرزوست .

این شاید شروعی دوباره باشد برای من که مدتها بود در این فضا ننوشته بودم .