دیگه وقت رفتنه
راه من داره جدا میشه
من باید از این خیابون مستقیم برم
میدونم که شما باید از این وری برید . سر چهار راه اولی یه عده مییچید به راست . یه عده به چپ. یه عده هم باز مستقیم میرید.
ولی من مجبورم جدا بشم . شاید برای یه مدتی کوتاه شاید هم برنگردم .کار من اینطرف تمام شده دیگه.برای همه آرزوی موفقیت می کنم .
کسانی که تا این چهارراه همیشه هم مسیر بودیم .بعضی چهره های آشنا . بعضی ها ناآشنا.ولی گه گداری همو میدیدیم .سلامی پرت می کردیم و علیک سلامی تحویل می گرفتیم.
همین سلام هاست که برای من خواهد ماند .
بدرود
۱۱آذر ۸۶