تبليغاتX
یک دندانپزشک
Less Than Zero Notes
....................................
86/09/12
و ایستگاه آخر
زمان اثر جوزف کودلکا

 

دیگه وقت رفتنه

راه من داره جدا میشه

من باید از این خیابون مستقیم برم

میدونم که شما باید از این وری برید . سر چهار راه اولی یه عده مییچید به راست . یه عده به چپ. یه عده هم باز  مستقیم میرید.

ولی من مجبورم جدا بشم . شاید برای یه مدتی کوتاه شاید هم برنگردم .کار من اینطرف تمام شده دیگه.برای همه آرزوی موفقیت می کنم .

کسانی که تا این چهارراه همیشه هم مسیر بودیم .بعضی چهره های آشنا . بعضی ها ناآشنا.ولی گه گداری همو میدیدیم .سلامی پرت می کردیم و علیک سلامی تحویل می گرفتیم.

همین سلام هاست که برای من خواهد ماند .

بدرود

۱۱آذر ۸۶

 

 

 

+ BABAK