تبليغاتX
یک دندانپزشک
Less Than Zero Notes
....................................
86/04/11
همه بهانه از توست

 بگو بگو مگر چه کرده ام به تو؟

بگو بگو مگر چه گفته ام به تو ؟

که این چنین  فسرده ای؟

که این چنین خموده ای؟

بگو بگو

که جز به گفتن کلامی از زبان تو

..................................

هیچ

هیچ

هیچ برای گفتن نیست....

ببین :  غمی عظیم در سرم دارم!

پاهایم نای افتادن هم ندارد

دیوار دستم را گرفته است

تا سقوط نکنم تا مرز بی نهایت خستگی

تا چاه بی پایان یاس

تا راه بی پایان امید

تا ..............

چرا زبانم می گشایی

مگر نمی بینی نای گفتن ندارم

پلک هایم را بنگر

قدرت خواب زیاده تر است از زور گرسنگی

به کجا پناه برم ؟

تا زیر سایه سرو سیری آرام گیرم

بگو مرا

بگو مرا

چرا

چرا

چرا؟

مرا با تو حرفی نیست

مرا با تو حرفی اگر هست

نایی نیست

مرا به خود بگزار

+ BABAK