عکسی با قطع مربع و سیاه و سفید که سفیدی عکس خیلی خیلی بیشتر از سیاهیشه .
و با وجود اکثریت در رنگ سفید عکس برام سیاهه.
وقتی به عکس برای اولین بار نگاه می کنی . چشم از گوشه پایین سمت چپ وارد عکس میشه . لحظه ای رو دختر ساکن میمونه و به سرعت از پله ها بالا میره . غافل از اینکه در سمت راست دختر روی صحن سالن سایه یک انسان و روی پله ها سایه یک مرد و یا شاید دو مرد دیده میشه . (به خاطر سرعت حرکت این مرد ها در هنگام شاتر زدن تصویرشون فلوو افتاده).
از این نظر میگم که کل حس این عکس منفیه که دختر حالت سکون و ایستا داره (عدم هیچ گونه فعالیت و جنبش)و حالت دستاش هم که به حالت دست به سینه ایستاده . (نوعی حالت استراحت )و در این عکس پر از حرکت و سرعت که ما به جای آدم ها فقط سایه هایی از اونها میبینیم و دخترک بسان یک نقطه پررنگ ایستا خیلی بدجور توی ذوق می زند .شاید تنها نقطه واقعا سیاه همین عکس هم همین دخترک باشه . که حضور این نقطه سفیدی کل عکس رو تحت تاثیر خودش قرار داده . یعنی وقتی در کل عکس می گردیم دوباره برمی گردیم و روی همین نقطه سیاه متوقف می شیم.و تلخ تر از همه اینکه این دخترک در پایین ترین نقطه انحنای نموداری است که من نمودار زندگی می ناممش.راه پله ای که دخترک مسلما از نقطه بالای آن که برای ما قابل رویت نیست شروع به حرکت کرده و پایین آمده و باز پایین آمده و در نقطه انتهایی متوقف مانده. که اگر این منحنی سقوط ادامه داشت شاید دخترک باز پایین تر می رفت.
نحوه پایین آمدن دخترک باز طوریه که نشون میده خیلی بی احتیاط و بی ملاحظه پایین امده که اگر کمی ملاحظه می کرد می توانست از سمت دیگر پله ها که دیواری بود و دستگیره به شکل نرده پایین بیاد.دخترک قصه من خیلی بی فکره . خیلی بی ملاحظه است .
سایه های بالای پله ها شاید مردی یا مردانی در زندگی گذشته این دخترک بوده اند که الان جز خاطرات محوی بیشتر ازشون نمونده . یکی از سایه داره به سرعت سقوط می کنه و دیگری داره با سرعت کمتری نسبت به اولی داره بالا میره.نمی دونم این ها دوست هستند یا دشمن یا هیچ کس . ولی هرکسی که باشند و مهم اینه که دخترک تنهاست و به قول فرناز سردرگم هست.فرناز باز میگه صفحه زندگی این دختر سفیده ولی من سیاهی رو بیشتر دیدم . با لکه هایی مبهم و ناواضح ولی فرناز خوشبینانه تر میگه که صفحه زندگی سفیدش لکه هایی سیاه و مبهم داره.
سایه سمت راست عکس بسیار مبهم تر از اون حرفهاست که درموردش تاملی بشه یا در موردش قضاوتی صورت بگیره. پله های این عکس جالب هستند . نشون میدن که سقوط پله به پله و به تدریج صورت گرفته و نشان دهنده نوعی تفکر و اندیشه در این عکس و در این جامعه و یا شاید در این عکس باشند . یعنی راهی که آگاهانه انتخاب شده .
و یک سوال اساسی تر اینکه :
اون بالا کجاست ؟